| عنوان لاتین مقاله | Evaluation of the Pilot Implementation of the Work and Technology Education and Learning Package for the Sixth Grade of Elementary School |
|---|---|
| نویسندگان | مهدی نامداری پژمان |
| نشریه | پژوهش و نوآوری در آموزش ابتدایی |
| عنوان لاتين نشریه | Research and Innovation in Elementary Education |
| كد DOI/DOR | 10.48310/reek.2025.18163.1438 |
| شماره صفحات | ۱۰۱ |
| صفحه پايان | 122 |
| شماره سریال | ۷ |
| شماره مجلد | ۱ |
| نوع مقاله | Full Paper |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴ |
| رتبه نشریه | معتبر وزارت علوم (ب) |
| نوع نشریه | چاپی |
| کشور محل چاپ | ایران |
چکیده مقاله
هدف و زمینه:یکی از مسئولیتهای سیاستگذاران، ارزشیابی برنامة درسی است. این پژوهش، بهمنظور ارزشیابی اجرای آزمایشی بسته تربیّت و یادگیری کتاب کار و فنّاوری پایه ششم، انجام شد.
روشها: روش انجام پژوهش، آمیخته(کمّی و کیفی) بود. برای این منظور، اطّلاعات و دادهها با ابزارهای مشاهدة کلاس واقعی، مصاحبه، پرسشنامه و گروه کانونی از 46 معلّم، 92 دانشآموز، 46 مدیر، 94 نفر از اولیا و 44 موقعیت کلاس درس از هفت استان به دست آمد. ابزارهای پژوهش مشتمل بر اهداف، انطباق با تواناییهای جسمی و شناختی دانشآموزان، قابلیّت اجرای روشهای یاددهی_یادگیری پیشبینیشده، قابلیت اجرای روشهای ارزشیابی پیشبینیشده، کیفیّت اجزای بسته تربیّت و یادگیری، توانمندیها و نیازهای آموزشی معلّمان و میزان اثرگذاری بستة آموزش معلّم از طریق گروه کانونی نهایی شد.
یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد که در بخش اهداف، دانشآموزان به 9 هدف(ابراز دریافت حسی، افزایش قدرت ایدهپردازی و تخیّل، ساخت پروژه متناسب با توانمندی دانشآموز، رعایت الزامات انجام پروژهها، رفتار همدلانه و مشارکتی، رفتار مسئولانه در فعّالیتهای یادگیری، کسب مهارتهای پایه یادگیری رشتههای موضوعی، شناخت مفاهیم مقدماتی فناوری و سواد دیجیتال و بهرهگیری درست از فناوریها، ارائه محصول اجرای مهارت) به نقطة معیار 70 درصدی دست یافته و در 3 هدف دیگر به این نقطه دست نیافتهاند. از منظر انطباق با تواناییهای جسمی و شناختی، نتایج نشان داد که بستة یادگیری در موارد واژگان تخصصی و فنی، پیچیدگی فعّالیت و سطح مفاهیم و وابستگی به جنسیّت دارای اشکال است. ازنظر قابلیّت اجرای روشهای یاددهی_یادگیری، موارد فقدان یا نقص در طراحی آموزشی از سوی معلّمان مشاهده شد. ازنظر قابلیت اجرای روشهای ارزشیابی، ابزارهایی مانند سیاهه مشاهده رفتار، خودسنجی، همسالسنجی و گزارش کار، کمترین استفاده را در بین معلّمان داشت. ازنظر کیفیّت اجزای بسته، وضعیت تصاویر کتاب از منظر معلّمان و دانشآموزان، خوب ارزیابی شد. ازنظر شکل ظاهری کتاب، مشکلاتی در زمینه اندازه قلم، جلد کتاب، حجم کتاب، طراحی درونمتن و نوشتار درونمتنی وجود داشت. ازنظر توانمندیها و نیازهای آموزشی معلّمان، پیشنهادهایی مانند فراهمسازی ابزار و وسایل و تجهیزات، زمانبندی و مدیریت زمان اجرا و بازنگری محتوایی ارائه شد.
نتیجهگیری: ارزشیابی این برنامه، بیانگر وجود اشکالاتی در طراحی بود. نتایج این پژوهش میتواند، در بهبود کیفیّت برنامه درسی کار و فنّاوری و نیز طراحی دورههای آموزشی برای معلّمان ابتدایی مفید باشد.