| نویسندگان | عليرضا بادله |
|---|---|
| نشریه | سلامت روان كودك |
| شماره صفحات | ۱ |
| صفحه پايان | 15 |
| نوع مقاله | Full Paper |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۲ |
| رتبه نشریه | مجلات تخصصی دانشگاه فرهنگیان و ISC |
| نوع نشریه | چاپی |
| کشور محل چاپ | ایران |
چکیده مقاله
پیشینه و اهداف هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر موک بر اشتیاق تحصیلی و عملکرد حافظه فعال دانشآموزان با اختلال نافرمانی مقابلهای بود.روشها: روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با دو گروه گواه و آزمایش میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل همهی کودکان دوره ابتدایی با اختلال نافرمانی مقابلهای بود که در مراکز دانشآموزان با اختلال نافرمانی مقابلهای شهرستان قصرقند تحت نظر سازمان آموزش و پرورش آموزش میدیدند. جهت انتخاب نمونه از روش نمونهگیری غیرتصادفی در دسترس استفاده شد که در نهایت با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی، تعداد 30 دانشآموز مبتلا به اختلال نافرمانی مقابلهای انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای مقیاس درجهبندی اختلال نافرمانی مقابلهای، اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلمنفیلد و پاریس (2004) و حافظه فعال (WMQ) بود که روایی محتوایی پرسشنامهها توسط روانشناسان و متخصصان حوزه علومتربیتی، اختلالات روانی و یادگیری مورد بررسی قرار گرفته و پس از تجزیه و تحلیل و انجام اصلاحات جزئی مورد تائید نهایی قرار گرفت و پایایی پرسشنامهها نیز با استفاده از آلفای کرنباخ به ترتیب 75/0، 71/0 و 73/0 بدست آمد. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر موک تاثیر و معناداری بر مولفههای اشتیاق تحصیلی (رفتاری، عاطفی و شناختی) و عملکرد حافظه فعال (ذخیرهسازی کوتاه مدت، توجه و ابعاد اجرایی حافظه فعال) دانشآموزان با اختلال نافرمانی مقابلهای دارد. نتیجهگیری: : بنابراین میتوان نتیجه گرفت که آموزش مبتنی بر موک موجب افزایش اشتیاق تحصیلی و بهبود عملکرد حافظه فعال دانشآموزان با اختلال نافرمانی مقابلهای میگردد.