| نویسندگان | بهنام لطفی خاچکی,ابوذر خیراندیش |
|---|---|
| نشریه | اسلام و علوم اجتماعي |
| شماره سریال | ۱۶ |
| شماره مجلد | ۳۱ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳ |
چکیده مقاله
جامعهشناسي رشتهاي است كه بهمانند بسياري علوم ديگر خاستگاه آن خارج از ايران و غالباً در كشورهاي غربي بوده است. ازاينجهت، بحث بر سر اينكه آيا چنين جامعهشناسياي ميتواند به فهم نظري عميق و دقيقي از جامعه ايران نائل آيد، همواره وجود داشته است و ميتواند گفت در سالهاي اخير نظراتي ازايندست، بيشازپيش به بحث گذاشته شده است. موضوع تحقق جامعهشناسيِ سازگار با شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه ايراني با عباراتي چون «علوم اجتماعي اسلامي» و «جامعهشناسي ديني» موردتوجه قرار گرفته است. فارغ از بحثهاي متعددي كه دراينخصوص وجود دارد، مقاله حاضر بهدنبال پاسخ به اين سوال اساسي است كه با رويكرد كلاننگر چه مسيري در دهه اخير پيرامون تحقق جامعه شناسي اسلامي پيموده شده است؟ و ديدگاهها و رويكردهاي مختلف ذيل چه عناويني قابلدستهبندي و مفهومسازي است؟ دراين مقاله با استفاده از روش كتابخانهاي و تحليل محتوا، مجموعه كارهاي انجام شده پيرامون موضوع بحث تحليل شده و دستهبندي سهگانهاي از امكان و امتناع تحقق جامعهشناسي ديني ارائه شده است كه بتواند به فهم درستي از مسائل اجتماعي جامعه ايران نائل آيد. طبق يافتهها سخن از تحقق جامعهشناسي ديني را در سادهترين حالت بايد ذيل ديدگاه «تقليلگرا» فهم نمود. دراين ديدگاه دين و مسائل ديني جامعه موضوع جامعهشناسي خواهد بود. ديدگاه دوم، ديدگاه «تطبيقگرا» نام دارد. طبق اين ديدگاه كه متكي بر ديالكتيك التزام ديني−ايدئولوژيك و التزام علمي است، پژوهشگر جامعهشناس بايد سعي كند در فهم مسائل اجتماعي پيشفرضها و مباني ديني را درنظر داشته باشد. درنهايت ديدگاه سوم يعني ديدگاه «امكانگرا» از جهاتي ميتواند به تحقق جامعهشناسي ديني كمك كند. پژوهشگر ذيل اين ديدگاه در سه حوزه روش، نظريه و موضوع، مسيرهايي را براي تحقق جامعهشناسي اسلامي پيشنهاد داده است.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل