| نویسندگان | محمد عظیمی,کمال نصرتی هشی,امین گلشن |
|---|---|
| نشریه | رهبري آموزشي كاربردي |
| شماره سریال | ۴ |
| شماره مجلد | ۱ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۲ |
چکیده مقاله
هدف اين پژوهش، بررسي نقش خودكارآمدي فردي، انتقال دانش و كيفيت زندگيكاري در توانمندسازي معلمان دوره ابتدايي بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، كاربردي، از لحاظ ماهيت، توصيفي- همبستگي و از لحاظ روش گردآوريدادهها، ميداني و كتابخانهاي بود. جامعهآماري پژوهش حاضر شامل كليه معلمان ابتدايي(452زن و 251مرد) شهرستان مرند بودند. از اين جامعه، نمونهاي به حجم 248 نفر(160 نفر معلم زن و 88 نفر معلم مرد) برابر جدول مورگان با استفاده از روش نمونهگيري طبقهاي نسبتي انتخاب شدند. در پژوهش حاضر جهت گردآوري اطلاعات از پرسشنامه صلاحيتهاي حرفهاي معلمان ملايينژاد(1391)(پرسشنامه توانمندسازي معلمان)، پرسشنامه كيفيت زندگيكاري ايلگان و همكاران(2014)، پرسشنامه خودكارآمدي فردي شرر(1982) و پرسشنامه انتقال دانش وي و خييان(2006) استفاده شد؛ سپس، روايي پرسشنامهها مورد تاييد اساتيد قرار گرفت و پايايي پرسشنامهها بر اساس ضريب آلفاي كرونباخ به ترتيب 97/0، 73/0، 96/0 و 95/0 به دست آمد. تحليل دادهها با استفاده از آزمون رگرسيون خطي ساده و رگرسيون چندگانه و نرم افزار spss انجام شد. تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه نشان داد كه از بين سه متغير، متغير خودكارآمدي فردي با بتاي 037/1 در توانمندسازي معلمان دوره ابتدايي نقش دارد. همچنين تجزيه و تحليل رگرسيونهاي خطي ساده نيز نشان داد كه خودكارآمدي فردي با بتاي 514/0؛ انتقال دانش با بتاي 502/0 و كيفيت زندگيكاري با بتاي 226/0 در ارتقاي توانمندسازي معلمان نقش دارد. ميتوان چنين برداشت كرد كه خودكارآمدي فردي به عنوان پايه و اساس براي توانمند شدن است؛ چرا كه در صورت وجود خودكارآمدي مولفههاي ديگر مثل انتقال دانش و كيفيت زندگيكاري بر توانمندسازي معلمان موثر خواهند بود.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل