گروتفند (Georg Friedrich Grotefend)، زبانشناس و پژوهشگر آلمانی، از نخستین افرادی بود که توانست بخشی از خط میخی فارسی باستان را رمزگشایی کند. اهمیت کار او در این بود که بدون داشتن کلید قطعی برای خواندن این خط، از طریق بررسی الگوهای تکرارشونده در کتیبهها و استفاده از اطلاعات تاریخی، به شناسایی برخی واژهها و نام پادشاهان هخامنشی رسید.
روش گروتفند برای رمزگشایی
گروتفند در سال ۱۸۰۲ میلادی، با بررسی دو کتیبه مربوط به داریوش اول و خشایارشا، از روش مقایسه و تطبیق استفاده کرد. روند کار او را میتوان در چند مرحله توضیح داد:
1. شناسایی الگوهای تکراری: او متوجه شد که برخی نشانهها در هر دو کتیبه تکرار شدهاند. با توجه به ساختار کتیبههای سلطنتی، احتمال داد که این نشانهها واژههایی مانند «شاه» و «شاه بزرگ» باشند.
2. استفاده از اطلاعات تاریخی: گروتفند میدانست که داریوش و خشایارشا پادشاهان هخامنشی بودهاند و خشایارشا پسر داریوش است. با استفاده از این اطلاعات و ساختار عناوین سلطنتی، تلاش کرد نام پادشاهان و پدرانشان را شناسایی کند.
3. تطبیق نامها با نشانهها: او نامهای داریوش، خشایارشا و ویشتاسپ (پدر داریوش) را با نشانههای کتیبهها تطبیق داد. برای این کار از منابع تاریخی یونانی، متون ایرانی و اطلاعات مربوط به زبانهای باستانی بهره گرفت.
4. تعیین ارزش آوایی نشانهها: با شناسایی این نامها، توانست ارزش آوایی تعدادی از نشانههای خط میخی را پیشنهاد کند. البته بخشی از خوانشهای اولیه او اشتباه بود و پژوهشگران بعدی آنها را اصلاح کردند.
این روش به او کمک کرد تا حدود ۱۵ نشانه را شناسایی کند که بعدها مشخص شد ارزش آوایی حدود ۱۰ مورد از آنها درست بوده است.
اهمیت کار گروتفند
اهمیت اصلی گروتفند در این بود که توانست نخستین گامهای مؤثر را برای خواندن خط میخی فارسی باستان بردارد. او نشان داد که با تحلیل ساختار زبانی، مقایسه کتیبهها و استفاده از شواهد تاریخی، میتوان خطی ناشناخته را رمزگشایی کرد.
البته رمزگشایی خط میخی فارسی باستان حاصل کار یک نفر نبود. پس از گروتفند، پژوهشگرانی مانند راسموس راسک، اوژن بورنوف و هنری راولینسن در تکمیل این فرایند نقش داشتند. بهویژه کارهای بعدی راولینسن در خواندن کتیبه بیستون، امکان پیشرفت چشمگیری در شناخت خط و زبان فارسی باستان فراهم کرد.
|