| نویسندگان | عهدیه اسدپور |
|---|---|
| نشریه | جامعه شناسي نهادهاي اجتماعي |
| شماره سریال | ۱۱ |
| شماره مجلد | ۲۴ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳ |
چکیده مقاله
اهداف: پژوهش حاضر درصدد مطالعۀ تجربۀ زيستۀ زنان بلوچ در غياب همسرانشان برآمده است. جهت دستيابي به هدف تحقيق از روش كيفي با رويكرد پديدارشناسانۀ تفسيري استفاده شده است. روش مطالعه: به اين منظور با 15 نفر از زنان و كودك-زنان بلوچي ساكن در شهرهاي ميرجاوه و خاش كه بهتنهايي در غياب شوهرانشان (به شكل موقت يا نيمه موقت) زندگي كردهاند، مصاحبههايي نيمه ساختاريافته و عميق انجام و براي گزينش آنها روش نمونهگيري هدفمند به كار گرفته شد. تحليل دادهها براساس گامهاي پديدارشناسي تاويلي كريست و تانر انجام شد كه در آن تمها يا معاني شناسايي شدند و در نهايت 6 مقولۀ اصلي، 14 زيرمقوله و 103 مفهوم استخراج و مورد تفسير نهايي قرار گرفت. يافتهها: يافتههاي پژوهش نشان داد كه مشاركتكنندگان تحقيق بيشتر به دلايل مشاغل همسرانشان همچون سوختبري، كارگري فصلي در شهرهاي ديگر و رانندگي ماشينهاي سنگين و... از همسران خود دور هستند و به شكل منفرد نظام خانوادۀ خود را اداره ميكنند و در اين راستا با گونۀ ديگري از زيست اجتماعي و خانوادگي روبهرو ميشوند. زنان بازماندة بلوچي در زيست جديد خود از يك سو تجارب خوشايندي همچون تحرك فزونيافته را تجربه ميكنند و از سوي ديگر با تجارب ناخوشايندي نظير احساس ناامني، دغدغههاي جنسي، كنترلشدگي چندسويه، گسستهاي روحي-رواني و احساس ناتوانمندي بهويژه در امور مربوط به فرزندان مواجه ميشوند. نتيجهگيري: زنان بازمانده در غياب شوهر، زيست متفاوتي تحت عنوان زندگي در سايه يا زير ساية شوهر را تجربه ميكنند كه زندگي در زير پرچم و لواي شوهر با وجود عدم حضور فيزيكي اوست كه از نظر آنان واقعهاي ناخوشايند همراه با اثرات مخرب است.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل