| نویسندگان | سجاد عسکری متین |
|---|---|
| نشریه | مسائل كاربردي تعليم و تربيت اسلامي |
| شماره سریال | ۷ |
| شماره مجلد | ۱ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۱ |
چکیده مقاله
هدف : با مطالعۀ گزارههاي درونديني و برونديني ميتوان دو نوع تاثيرگذاري را ميان علاقه و تفكر انتقادي مشاهده كرد؛ اشاره به نقش پيشبرنده علاقه و ديگري به نقش كاهنده آن در فرآيند تفكرورزي. _x000D_ روش :نگارۀ پيش رو با هدف تبيين و حل تنافي نامبرده با رويكرد تطبيقي و از روش »توصيفيتحليلي « و در گردآوري اطلاعات به صورت »كتابخانهاي « بهره برده است._x000D_ يافته ها: يافته هاي بهدستآمده نشان ميدهد اگرچه علاقهداشتن به منزلۀ يك تمايل انساني، به طور كلي تاثير مثبتي بر تفكر دارد، اما همين مولفه در مواردي مانع ديدن كاستيها و نقصها نيز ميشود. ازاينرو در تفكري همانند تفكر انتقادي كه نياز به قضاوت و ارزيابي بيشتر نمود دارد، بايستي براي ارتقاي آن، علاقۀ به موضوع را كنترل كرده تا نگاه انتقادي به مسئله بهدرستي شكل گيرد. بر اساس برآيند نتايج، پيشنهاد مي شود كه به نقش كاهندۀ علاقه در تفكر انتقادي، بهويژه در درك شناختي و فراشناختي ساختار ذهني تفكر، توجه دقيق تري شود و از آموزه هاي درونديني در درك بهتر از آثار برآيندي علاقه در تفكر انتقادي بهره گرفته شود._x000D_ نتيجه گيري : بر اين اساس بازخواني به روز و روشمند آموزه هاي ديني از ضروريات زيست آگاهانه در هزارۀ سوم به شمار ميآيد؛ بهويژه زماني كه رويكرد موثر و زاينده به مولفه هاي روان شناختي بيشازپيش مورد نياز زندگي پيچيدۀ امروز است._x000D_
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل