| نویسندگان | حمداله محمدی |
|---|---|
| نشریه | پژوهش نامه مباني تعليم و تربيت |
| شماره سریال | ۱۴ |
| شماره مجلد | ۱ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳ |
چکیده مقاله
بازاريسازي يكي از پديدههاي اجتماعي است كه در سالهاي اخير تحت تاثير مكتب نئوليبراليسم، تاثير زيادي بر حوزههاي مختلف اجتماعي و از جمله تعليم و تربيت داشته است. تجارب بيش از دو دهه بازاريسازي در نظامهاي آموزشي در سطح جهان نشان از آن دارد كه اين پديده تاثيرات عميقي بر حوزههاي بنيادين تربيت همچون انسانشناسي دارد. هدف پژوهش حاضر بررسي انتقادي بازاريسازي در تعليم و تربيت و تلقي «دانشآموز به عنوان مصرفكننده» است. براي رسيدن به اين هدف از روش تحليل مفهومي از نوع ارزيابي ساختار مفهوم بهره گرفته شده است. در اين مسير، ابتدا به بررسي مباني نظري بازاريسازي پرداخته شده و سپس بازاريسازي در تعليم و تربيت مورد بحث قرار گرفته است. بررسيهاي صورت گرفته نشان از آن دارد كه بازاريسازي نشئت گرفته از مباني انسانشناختي است كه به نظريه «انسان اقتصادي» شهرت دارد. اين نظريه انسان را موجودي خودمحور و حسابگر ميداند كه در حوزههاي مختلف اجتماعي در پي بيشينهسازي سود است. تجاريسازي، كالاييسازي دانش، خصوصيسازي، «دانش-آموز به عنوان مصرف كننده»، مديريت عمومي نوين (npm)، ارزيابي عملكرد و تضمين كيفيت، استانداردسازي و رقابتي كردن از ابعاد مهم بازاريسازي هستند. نتايج بررسيهاي انتقادي نشان از آن دارد بازاريسازي برخلاف شعار ظاهري مبني بر توسعه انتخاب آزاد، منجر به ساختار نابرابر قدرت در نظامهاي آموزشي ميشود و از طريق توسعه فرهنگ بازرسي و تفحص، تهديدي براي پرورش استقلال افراد به شمار ميرود. محوريت سود اقتصادي در تفكر بازاريسازي باعث فروكاهش بسياري از اهداف تربيتي به نتايج كمي و صوري ميشود.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل