| نویسندگان | داود شیروانی,هدایت الله تقی زاده |
| نشریه | نقد ادب معاصر عربي |
| شماره صفحات | ۲۵ |
| صفحه پايان | 45 |
| شماره سریال | ۱۲ |
| شماره مجلد | ۲۲ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۱ |
چکیده مقاله
تصوير، يكي از پركاربردترين اصطلاحات نقد ادبي است كه از ديرباز در بلاغت مطرح و از مهم ترين موضوعات نقد ادبي معاصر به شمار مي رود و مورد توجه ناقدان بسياري از جمله عزالدين اسماعيل قرار گرفته است. مطالعات و پژوهش هاي وي در اين حوزه قابل توجه است؛ او با الهام از ديدگاه هاي سوررئاليستي در نقد ادبي، به بيان ويژگي هاي تصوير شعري و مقايسه ي آن با تصوير ساير هنرها پرداخته و تفاوت كاركرد تصوير در شعر كلاسيك و جديد را بررسي نموده است. بنابراين پژوهش حاضر، مي كوشد با روش توصيفي تحليلي و با رويكردي نقدي، ديدگاه هاي وي را در اين زمينه استخراج و به اين سوالات پاسخ دهد كه در ديدگاه عزالدين اسماعيل، تصوير شعري در مقايسه با تصوير هنرهايي چون نقاشي، موسيقي و سينما چگونه است و چه اشتراكات و افتراقاتي دارد؟ و تصوير هنري موجود در شعر كهن با شعر معاصر چه تفاوت هاي كاركردي دارد؟ نتيجه ي اين پژوهش حاكي از آن است كه به اعتقاد وي تصوير شعري در سه ويژگي مكاني– زماني، حسي و بياني بودن، با ساير تصاوير هنري قابل مقايسه است. از تفاوت هاي كاركردي تصوير شعر كلاسيك و جديد نيز اين است كه در شعر كلاسيك، تصوير عيناً بر سطح ظاهر و پوسته ي بيروني اشياء دلالت دارد؛ چنان كه هر شيء در تصوير هماني است كه در خارج نمود پيدا مي كند؛ ديگر آنكه ادراك اين نوع تصوير بسيار ساده مي باشد، حال آنكه در شعر معاصر، تصوير جزء لاينفك بافت شعر است و مجموعه ي تصويرها با هم، شكل و هيات كلي متن را مي سازند و تصاوير در شعر جديد، بر نوعي ناهمگوني، تضاد، تناقض و خيال ورزي بنا شده اند.