| نویسندگان | صادق رشیدی,صادق رشیدی تاز |
|---|---|
| نشریه | روايت شناسي |
| شماره سریال | ۷ |
| شماره مجلد | ۱۳ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۲ |
چکیده مقاله
اين مقاله با هدف بررسي و تحليل سازوكارهاي ساختار روايي در درام هاي مدرن و پست و مدرن نوشته شده است. از آنجايي كه موضوع روايت اصولاً ناظر بر مطالعات ادبيات داستاني است و در دنياي درام شاخص اصلي بر محوريت مفهوم كنش و اجراپذيري متن نمايشي استوار است، موضوع روايت در درام با توجه به تمايزات جهان ادبيات نمايشي و ادبيات داستاني، محل چالش هاي نظري بوده است. بر اين اساس در اين مقاله با روش تحليلي-تطبيقي، پسامدرنيزم در درام از دريچه روايت شناسي پسامدرن مورد مطالعه قرار گرفته است و در عين حال پرسشي مبني بر اينكه آيا اساساً روايت شناسي پسامدرن وجود دارد يا خير مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است. در واقع يافته هاي اصلي اين مقاله در يك فرايند تحليلي به چالش هاي توجيهي نظريه پسامدرن پرداخته است و نشان مي دهد كه ساختارهاي روايي كلاسيك و مدرن هنوز بستر اصلي روندهاي درام نويسي در جهان است اگرچه در اين مقاله بر انواع مهم ساختارهاي روايي درام توجه شده است، ليكن يافته هاي مقاله نشان مي دهد، حتي با گسترش مفهوم تئاتر پسا دراماتيك و گونه هاي ضد متن و تصويري، درام نويسي مبتني بر روايت پردازي هاي خطي و عمودي همچنان جز ساختارهاي روايي حاكم بر دنياي ادبيات نمايشي است و فهم سازوكارهاي ورايي ادبيات نمايشي، مستلزم تحليل شيوه هاي روايت در درام و تمايزات آشكار آن با ادبيات داستاني است.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل