| نویسندگان | صادق رشیدی,صادق رشیدی تاز |
|---|---|
| نشریه | جستارهاي زباني |
| شماره سریال | ۱۵ |
| شماره مجلد | ۶ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳ |
چکیده مقاله
نظريۀ ادبي در كل، ارتباط ميان نويسندگان، متون و جهان را بررسي ميكند. در بيشتر نظريههاي ادبي «جهان» با اجتماع يا سپهر اجتماعي مترادف است. نقد زيستمحيطي و مطالعات سبز، مفهوم «جهان» را گسترش ميدهد تا كل محيط زيست را دربر بگيرد. اگر با اولين قانون محيط زيست موافقت كنيم، كه هر چيزي با چيز ديگري ارتباط دارد، ميتوانيم بهعنوان فرضيه در اين تحقيق بگوييم كه ادبيات بهعنوان متن زباني در سطحي بالاتر از دنياي فيزيكي، مانند عنصري زيباييشناختي شناور نيست، بلكه ادبيات درواقع نقشي را در دنياي پيچيدۀ جهاني بازي ميكند كه در آن انرژي، اجسام و ايدهها با هم تعامل دارند. ازاينرو امروز، زبان و چگونگي كاربرد آن، ميتواند در خدمت بازنمايي استعاري و نمادين طبيعت و نيز داراي جهتگيري انتقادي در قبال بحرانهاي زيستمحيطي باشد. اين مقاله كه از نوع تحقيقات كيفي است با روش توصيفي تحليلي به رابطۀ متن زباني و محيط زيست پرداخته است و با تحليل چارچوبهاي فكري و نظري نقد زيستمحيطي، موضوع زبانشناسي زيستمحيطي را بررسي كرده است. مصاديق مورد بحث اين مقاله شامل نمونههايي از ادبيات شعري و ادبيات نمايشي است. درواقع هدف اصلي اين مقاله، با اين پرسش كليدي گره خورده است كه متن زباني (ادبيات) چگونه ميتواند فراتر از روشهاي كلاسيك نقد ادبي، بحرانهاي زيستمحيطي جهان معاصر را مورد توجه قرار دهد و در مقابل اين مسئلۀ مهم بشري، مسئوليت زبانشناختي را برعهده بگيرد.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل