| نویسندگان | مریم باروتی,الهه زارع |
|---|---|
| نشریه | فلسفه و كلام اسلامي |
| شماره سریال | ۵۷ |
| شماره مجلد | ۱ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳ |
چکیده مقاله
رمز و زبان رمزي در انديشههاي متكلمان و فيلسوفان دين، به عنوان وسيله اي براي حكايت از عالم غيرمادي و بيان حقايق متافيزيكي، به كار ميرود و با همين كارايي، در برخي متون فلسفي براي بيان رابطه انسان با خدا نيز مطرح شدهاست. هدف از اين مقاله، بررسي مفهوم كلي رمز از ديدگاه سهروردي و ياسپرس است؛ پس از تبيين و تحليل چيستي و چرايي رمز، بيان ويژگيهاي آن و كاربرد اين واژه به طور خاص در تبيين مسالهي جايگاه آن در ارتباط انسان و خدا، به مقايسهي آراي اين دو فيلسوف و دريافت وجوهي از شباهت و تفاوت ميپردازد: سهروردي تعريف حقيقي از رمز ارائه نميكند؛ اما ياسپرس به طور مستقيم آنرا تعريف ميكند. دليل رمزي سخن گفتن سهروردي پوشيدهگويي در باب حقيقت است و اما ياسپرس ميخواهد تا حد ممكن حقيقت را به واسطه رمز روشن نمايد. رمز سهروردي ويژگيهاي معرفت شناسانه، معناشناسانه و وجود شناسانه را در بر دارد اما رمز ياسپرس بيشتر وجود شناسانه است؛ از ديدگاه هر دو فيلسوف ويژگي اصلي رمز حكايتگري است و آنچه مقصود است معناي باطني است و رمزگشايي نهايي ممكن نيست. از ديدگاه شيخ اشراق، مواجهه با رمز در عالم خيال منفصل بوده اما براي ياسپرس در همين عالم است. در باب جايگاه رمز در ارتباط انسان با خدا نيز، از ديدگاه سهروردي زبان رمزي، تنها راه ِارتباط انسان با خدا نيست؛ خالق و منشا رمز تنها خداوند نيست؛ اما از نظر ياسپرس امر متعالي صرفا به واسطه رمز متجلي ميشود. هدف و منشا رموز نيز صرفا خداوند است.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل