| نویسندگان | اباذر کافی موسوی |
|---|---|
| نشریه | آموزه هاي قرآني |
| شماره سریال | ۲۱ |
| شماره مجلد | ۳۹ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳ |
چکیده مقاله
ابهام، ايهام و رازآفريني از آرايههاي ادبي هستند كه در داستانسرايي جايگاهي ويژه دارند. ازاينرو، كاربست آنها در سورۀ يوسف كه داستاني ستودهشده است، شايستۀ بررسي است. فايدۀ اين سه آرايۀ ادبي، عمقبخشي و ايجاد وقفههاي كلامي است تا ذهن مخاطب با تامل و ژرفنگري در متن به لايههاي عميقتر و زواياي مخفي سخن پي ببرد. اين نوشتار به روش توصيفي- تحليلي در پي يافتن بسامد و گسترۀ بهكارگيري ابهام، ايهام و راز در محتواي اين سوره است. بدين منظور، چند مصداق آشكار از ابهامات، ايهامات و رازپردازيهاي اين سوره مورد واكاوي قرار گرفت و اين نتايج حاصل شد: ابهامات بررسيشده در آيات اين سوره كه ناشي از تعدد احتمالات معنايي و تعدد مرجع ضمير بودند، به گونهاي هستند كه بر هر يك از اين احتمالات گواه و شاهدي ميتوان يافت و همگي پذيرفتنياند. ايهام واژۀ «ربّ» در سه آيۀ بررسيشده، بيانگر دو نگاه مادي و توحيدي است و هر دو معناي «خداوند» و «مالك» را ميتوان همزمان لحاظ نمود. رازپردازيهاي اين سوره، ناشي از توجيهناپذيري رفتار شخصيتهاي داستان و همچنين سكوتها و ناگفتههاي متن است، به طوري كه پس از اتمام داستان، سوالات بيپاسخ بسياري به ذهن مخاطبان خطور ميكند كه جواب قطعي براي آن نميتوان يافت.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل