| نویسندگان | محمودرضا توکلی محمدی,محمود رضا توکلی محمدی |
|---|---|
| نشریه | نقد ادب معاصر عربي |
| شماره سریال | ۱۴ |
| شماره مجلد | ۲۷ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳ |
چکیده مقاله
با گسترش انديشههاي پسامدرنيستي در قرن حاضر، رابطهي انسان با بسياري از علوم و هنرهاي معاصر دستخوش تغيير و تحولي بنيادين و اساسي گرديد؛ علت اين تغيير را بايد در نحوهي نگرش جديدي يافت كه انديشههاي پسامدرني به انسان معاصر بخشيد. يكي از ميدانهايي كه تاثيري شگرف و شالودهشكنانه از انديشهي پست مدرن گرفت، ادبيات و به ويژه رمان بود. در كنار ادبيات، تاريخ نيز از اين تاثيرات بيبهره نبود؛ در حقيقت انديشههاي پسامدرنيستي سبب شد تا ادبيات و تاريخ در فضايي ويژه به هم آميزند و نوع جديدي از شيوهي روايتگري را در رمان بنيان نهند كه "فراداستان تاريخنگارانه" ناميده شد. رمان "صانع الظلام" اثر "تامر ابراهيم" رمان نويس معاصر مصري، از جمله آثاري است كه به خوبي توانسته از مولفههاي پستمدرن و به ويژه شيوهي روايي فراداستان تاريخنگارانه در آفرينش رخدادهاي داستاني خود بهره برده و دنياي جديدي از داستاننويسي معاصر را با درآميختن خيال و واقعيت در بستر رخدادهاي تاريخي و در ژانر وحشت به خواننده ارائه دهد. پژوهش حاضر بر آن است تا به شيوهي توصيفي تحليلي شيوهي روايي ويژهي رمان "صانع الظلام"بر مبناي فرداستان تاريخنگارانه را مورد بررسي قرار دهد. نتايج به دست آمده نشاندهندهي اين واقعيت است كه رمان "صانع الظلام" با بهرهگيري از مولفههايي مانند اتصال كوتاه، درآميختگي خيال و واقعيت، زمانپريشيهاي تاريخي، ورود شخصيتهاي تاريخي به رمان و تلاش براي تغيير ماهيت و عملكرد آنها و نامشخص بودن فرجام، رماني كاملا پست مدرنيستي بوده و تامر ابراهيم با شيوهي روايي فراداستانتاريخنگارانه، مرزهاي زماني و تاريخي را دراثر خود به چالش كشيده است.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل