| نویسندگان | محمودرضا توکلی محمدی,محمود رضا توکلی محمدی |
|---|---|
| نشریه | نقد ادب معاصر عربي |
| شماره سریال | ۱۳ |
| شماره مجلد | ۲۵ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۲ |
چکیده مقاله
فراداستان به عنوان يكي از شيوههاي داستان نويسي پسامدرن، تغيير در شيوههاي رايج نويسندگي داستان و كاربرد متفاوت آنها است. نويسندهي فرداستان، تمام تلاش خود را به كار ميبندد تا خواننده را از ساختگي و داستاني بودن اثر ادبي خود آگاه سازد و در اين زمينه از شگردها و روش هاي ويژهاي در زمينهي داستاننويسي بهره ميبرد. اين شيوهي نگارشي در دههي هفتاد ميلادي توسط نظريه پردازان غربي معرفي شد و نه تنها در جهان غرب كه در ادب عربي نيز نويسندگان بسياري به آن روي آوردند. رمان كيدالنساء نوشتهي خيري عبدالجواد -رمان نويس معاصر مصري- را ميتوان از جمله رمانهايي به شمار آورد كه در بردارندهي ميزان قابل توجهي از مولفههاي فراداستاني است. پژوهش حاضر بر آن است تا به شيوهي توصيفي – تحليلي، به بررسي كاربست شيوهي روايي فراداستان در رمان كيدالنساء و معنادار بودن فراواني مولفههاي فراداستاني در آن بپردازد. نتايج به دست آمده از پژوهش حاضر نشاندهندهي اين مطلب است كه رمان كيدالنساء در كنار دارا بودنِ بسياري از مولفههاي فراداستاني مانند حضور نويسنده در داستان و گفتگو با خواننده، اتصال كوتاه، كولاژ فراداستاني، بيان داستانِ داستان نويسي و حضور شخصيتهاي واقعي و... شيوهي فراداستان گويي را به شيوهي نگارشي منحصر به فرد نويسنده پيوند زده و روشي تازه را در داستان گويي و رمان نويسي به ادب عربي معرفي كرده است. مولف ضمن استفاده از اين مولفههايي فراداستاني توانسته است به نحوي شايسته خيال و واقعيت را در هم آميزد و خواننده را به غيرواقعي بودن داستان خود آگاه نمايد.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل