| نویسندگان | سمیه رضایی |
|---|---|
| نشریه | پژوهش هاي بين رشته اي ادبي |
| شماره سریال | ۴ |
| شماره مجلد | ۸ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۱ |
چکیده مقاله
ادبيات و خصوصاً داستانهايي كه براي كودكان نوشته ميشود، اگر براساس شناخت درست از شخصيت و روحيات كودكانه و روانشناسي دوران كودكي نوشته شده باشد، نه تنها ميتواند در برآوردهشدن بعضي از نيازهاي كودك، ياريرسان باشد، بلكه در تقويت توانمندي كودكان در برآوردن نيازهايشان نيز ميتواند نقش موثري داشته باشد و در اين مهم والدين و مربيان كودك را ياري كند.از آنجا كه نيازهاي شخصيتهاي داستاني رفتارهاي آنها را شكل و جهت ميدهد و اينگونه حوادث داستان به وجود ميآيد و در حقيقت برانگيختگي يك نياز موجد ناپايداري در خط داستاني ميشود، ميتوان بر اساس نظريه گلاسر به تحليل شخصيتهاي داستاني در داستانهاي كودكانه و در نهايت تبيين جنبه درماني و ميزان اثربخشي داستانها در شخصيت و بهبود سلامت رواني مخاطبان كودك پرداخت. در اين پژوهش به منظور رسيدن به اين هدف، آثار داستاني (تاليف و ترجمه) برگزيده (آثاري كه بيشترين جوايز را به خود اختصاص دادهاند) در بازه زماني 1300- 1390، براساس كتاب برگهاي ماندگار گزينش شدند. پس از گزينش آثار، شخصيتهاي داستاني (اصلي و فرعي) در همه داستانها استخراج شدند؛ سپس به تبيين نيازهاي شخصيتها در داستان پرداخته شد و اينكه برانگيختگي اين نيازها به چه انتخابهايي منجر ميشود و نوع انتخاب شخصيتها چه تاثيري در سرنوشت آنها دارد و سپس مقايسهاي ميان نيازهاي پنجگانه صورت گرفت. .بررسي انجام شده در 100 كتاب بررسي شده نشان داد كه بيشتر شخصيت هاي داستاني با غلبه نياز به عشق و سپس بقا و به ترتيب فراواني آزادي، تفريح و قدرت برانگيخته مي شوند. نتايج اين پژوهش حاكي از اين حقيقت است كه شخصيت هاي داستان هاي كودك بيشتر قهرماناني هستند كه نياز به عشق و آزادي در آنها غالب است و_x000D_ دشمنانشان كه براي بقا و قدرت تلاش مي كنند، موانعي برسر راه آنانند.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل