| نویسندگان | فاطمه حکیما,مرتضی قاسمی,حسین حسن رضایی |
|---|---|
| نشریه | ادبيات تطبيقي |
| شماره سریال | ۱۴ |
| شماره مجلد | ۲۶ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۱ |
چکیده مقاله
تحليل گفتمان انتقادي دربارۀ چگونگي و چرايي توليد گفتمان سخن ميگويد و با توجه به بافتِ درونزباني و برونزباني سعي در موشكافي گفتمانِ توليدشده دارد. پژوهش پيشرو با روش تحليلي – تطبيقي بخشهايي از معراجنامۀ بايزيد بسطامي و روزبهان بقلي را با تكيه بر مدل نورمن فركلاف بازنگري كردهاست. نتايج نشان ميدهد كه بايزيد و روزبهان با انتخاب واژگان و نحو خاص، گفتمان متمايزِ عرفاني خود را توليد و بازآفريني كردهاند. مكاشفه، گفتوگو و تجلي سه پايۀ مشترك معراج بايزيد و بقلي است، اما ساختار فكري، ايدئولوژيكي و عرفاني هر كدام تفاوتهاي ظريفي دارد. گفتمان عرفاني بايزيد بر محور من (انسان)/ خدا (او) شكل گرفتهاست و در آن ميانجي يا واسطهاي وجود ندارد كه در طي تهذيب نفس و كشش الهي انانيت زايل و هويت انسان با فنا شدن در حق، مستحيل ميشود و جز حق چيزي باقي نميماند، اما گفتمان روزبهان حول محور شخصيتهاي روزبهان (انسان)، ملائكه، خضر و خدا شكل گرفتهاست. در اين گفتمان ملائكه و خضر واسطۀ بين او و خداوند هستند و خضر نمادِ پير و راهنماي انسان است. ضمناً در پايان معراجِ بايزيد همة صفات اشارات و زبان او توحيدي شدهاست، اما روزبهان از خداوند طلب فرجام نيك دارد. روزبهان از مرگ ميهراسد و بايزيد به حق پيوستهاست. سهم بايزيد در عرفان اصيل ايراني اسلامي به مراتب از روزبهان برجستهتر است.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل