| نویسندگان | حسین حسن رضائی,مرتضی قاسمی |
|---|---|
| نشریه | نقد ادبي |
| شماره سریال | ۱۵ |
| شماره مجلد | ۵۹ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۱ |
چکیده مقاله
از مسائل مهمي كه موجب تغييرات گسترده، در شئون مختلف سياسي اجتماعي جامعه ميشود، «انقلاب» است. انقلاب در دورهبندي هنر و ادبيات، چنان تاثير مهمي دارد كه ادبيات برخي كشورها را، به «ادبيات قبل يا بعد از انقلاب» تقسيم ميكنند. يكي از مهمترين نظريهها درمورد رابطه ادبيات با انقلاب، نظريه يورگن روله است. مقالۀ حاضر ميكوشد بر مبناي تقسيمبندي روله، به دورهبندي ادبيات انقلاب اسلامي بهطور كلي، و همچنين بررسي امكان يا عدم امكان گسست بينامتنيت در انقلابها بپردازد. بدين منظور، ابتدا به تعريف بينامتنيت پرداخته شده و در ادامه براي طبقهبندي ادبيات انقلاب اسلامي، از دورهبندي سهگانه يورگن روله (= دورۀ احساسات، دورۀ ترديد و دورۀ گسست)، بهره برده شده است. در پايان، گسست يا عدم گسست بينامتنيت در انقلاب بررسي شده است. اين پژوهش كه با روش توصيفي تحليلي نوشته شده است، براي تاييد بيشتر نظريۀ روله، از نظريههاي گوناگون زبانشناسي، نظريۀ «واقعيتمندي» هارولد بلوم و ديگر نظريههاي مرتبط كمك گرفته است و نتيجه ميگيرد كه ميتوان از تقسيمبندي روله بهعنوان ملاكي براي دورهبندي آثار ادبيات انقلاب اسلامي بهره برد؛ علاوهبراين اگرچه انقلابها، موجب گسست بينامتني ميشوند، اما اين گسست شامل همۀ اجزاي سنت نميشود، زيرا جريان آهسته و پيوستۀ سنت، ريشهدارتر از آن است كه حوادث سياسي و اجتماعي دوره يا نظامي خاص، بتواند موجب نابودي كامل آن شود.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل