| نویسندگان | محمدرضا پاشایی,هادی دهقانی یزدلی |
|---|---|
| نشریه | پژوهشنامه ادبيات داستاني |
| شماره سریال | ۱۲ |
| شماره مجلد | ۱ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۲ |
چکیده مقاله
قصّههاي عاميانه و افسانهاي هر ملّتي سرشار از رويدادهاي شگفتانگيز است كه با تامّل در آنها ميتوان به انديشه و باورهايي كه ريشه در خودآگاه و ناخودآگاه آدمي دارند، پي برد. شناسايي اين انديشهها و باورها، راهي براي شناخت دقيقتر آثار ادبي و فرهنگي و در نتيجه بالندگي و ماندگاري ميراث زباني، ادبي و فرهنگي يك ملّت است. يكي از دقيقترين شيوههاي طبقهبندي و تجزيهوتحليل ساختار و قالب قصّهها، الگوي ريختشناسي پراپ است. پراپ با اين الگو بدين نتيجه ميرسد كه قصّهها باوجود تنوّع، از نوعي وحدت ساختاري برخوردارند.كتاب فرهنگ افسانههاي مردم ايران توسط علياشرف درويشيان و رضا خندان گردآوري شده است. دو داستاني كه در اين نوشتار بررسي ميگردد؛ پادشاه گليم گوش و پادشاه و هفت پسرش از آن مجموعه انتخاب شدهاند. پراپ با طرح و تبيين ساختار روايي قصّههاي پريان، بر اين باور است كه قصّهها در عين تنوّع، از منظر تنوع شخصيّتهاي قهرماني و عملكردشان داراي وحدت اند. بر اين اساس، اين مقاله ساختار روايي داستانهاي مذكور را بر اساس رويكرد ريختشناسي پراپ بررسي مينمايد تا ساختار افسانههاي عاميانۀ ايراني را در مولّفههاي خويشكاري، شخصيّتها و صفات آنان، حركتها و انگيزش با رويكردي تطبيقي- تحليلي آشكار كند. نتيجۀ اين پژوهش نشان ميدهد كه ساختار داستانها، بيستودو خويشكاري را در بنماية خود جاي ميدهند. حركتهاي داستانها مستقيماً به دنبال يكديگر ميآيند. داستان پادشاه گليمگوش شش حركت و داستان پادشاه و هفت پسرش از سه حركت ساختار مييابند. بنابراين داستانهاي مذكور از نظر سير داستان، شخصيّتها و اعمالشان با الگوي بررسي و تحليل پراپ مطابقت دارند.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل