رزومه


محمدرضا پاشایی

محمدرضا پاشایی

دانشیار

رزومه
محمدرضا پاشایی

دانشیار محمدرضا پاشایی

واكاوي «تقابل»، در «عدم‌قطعيت» معناي پست‌مدرني «من و انكار شراب اين چه حكايت باشد؟!» از حافظ

نویسندگانمحمدرضا پاشایی
نشریهكاوش نامه
شماره سریال۲۴
شماره مجلد۵۷
تاریخ انتشار۱۴۰۲

چکیده مقاله

شعر يا غزل پست‌مدرن از جمله سبك‌هاي شعري معاصر است كه در آن، شاعر به كمك شگردهاي ادبي و بلاغي گوناگون، با محتوامحوري، به بيان چندگونه و چندگانه معاني شعر مي‌پردازد و خواننده را با خود هم‌قدم مي‌سازد و در عوالم مبهم متناقض و متضاد رها مي‌كند، به گونه‌اي كه مخاطب با معاني متكثر مواجه مي‌شود و در چنين دنيايي، سرگردان مي‌ماند. از آنجا كه «تقابل»‌ها پايه و اساس ساختار ذهني انسان را تشكيل مي‌دهند، بررسي «تقابل»ها و شكستن‌آن‌ها مي‌تواند به عنوان يكي از راهكارهاي شناخت بهتر هر اثر ادبي باشد. در ديوان حافظ شيرازي نيز اين تقابل‌ها نقش مهمي ايفا مي‌كنند. بررسي اين تقابل‌هاي دوگانه و ساختارشكني آنها به‌نوعي، با شيوه پسامدرني شعر و غزل مي‌تواند در پيوند باشد. به سخني ديگر، اين تقابل‌ها شعر را به سوي معاني متفاوت و گوناگوني هدايت مي‌كنند. ساختار تقابل‌هاي دوگانه در ديوان حافظ، علاوه بر تضاد ساختاري و دروني خود، به پيدايش شگردهاي بلاغي و ادبي خاصي منجر مي‌شود كه اين شگردها به نوبه خود، زمينه‌ساز عدم‌قطعيت معناي پست‌مدرني در غزل حافظ مي‌شوند. پژوهش توصيفي-‌تحليلي حاضر، در پي آن است كه اين تقابل‌هاي دوگانه در غزل مذكور در عنوان، چه شگردهايي را به دنبال خود براي معنازايي و تكثر معنا -و در نتيجه، عدم قطعيت معنا- در پي دارد و به اين نتيجه دست يافته كه اولاً تناقض، ابهام، ايهام و طنز از جمله كاركردهاي پي‌آيندي تقابل‌هاي دوگانه هستند و ثانياً همه اين‌ موارد به‌تنهايي يا به صورت متداخل، باعث مي‌شوند غزل حافظ نيز به غزل پست‌مدرن نزديك شود.

متن کامل مقاله


لینک دانلود فایل