| نویسندگان | نصرالله صالحی,نصراله صالحی |
|---|---|
| نشریه | تاريخ اسلام و ايران |
| شماره سریال | ۳۳ |
| شماره مجلد | ۵۹ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۲ |
چکیده مقاله
روابط ايران و عثماني در طول شش سده بسيار پرافتوخيز بود. دو دولت براي پاياندادن به جنگ و برقراري صلح عهدنامههاي مختلف منعقد كردند. در بين معاهدات، دو معاهدۀ زهاب (1639/1049) و ارزنهالروم (1847/1263) اهميت بسياري دارد؛ زيرا مبناي حلوفصل اختلافها و عقد پيمانهاي بعدي بوده است. تا برگزاري كنفرانس ارزنهالروم (1259-1263ق)، دربارۀ اصالت و اعتبار معاهدۀ زهاب ترديدي ابراز نشده بود. نمايندگان ايران و عثماني براي نخستين بار، در مجلس پنجم و بعد در چند مجلس ديگر مذاكرات ارزنهالروم، ضمن قبول «سنديّت» عهدنامه، دربارۀ «اصالت و اعتبار» سوادهاي موجود، بحثوجدل جدي كردند. در جُستار حاضر با روش توصيفيتحليلي و با تكيه بر اسناد منتشرنشده، استدلالهاي نمايندگان طرفين دربارۀ اصالت و اعتبار عهدنامۀ زهاب تبيين شده است. يافتههاي پژوهش نشان ميدهد ميرزا تقيخان با اصرار بر ضرورت ارائۀ «اصل» عهدنامه از سوي نمايندۀ عثماني، «سواد»هاي ارائهشده از سوي او را نپذيرفت و بههمين دليل مانع از اثبات ادعاهاي ارضي او در مذاكرات ارزنهالروم شده است.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل