| نویسندگان | روح اله مظفری پور |
|---|---|
| نشریه | روش شناسي علوم انساني |
| شماره سریال | ۳۰ |
| شماره مجلد | ۱۱۸ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳ |
چکیده مقاله
مقدمه و اهداف از منظر اومانيسم، عقلِ انسان، انسان را بالاتر از همه موجودات و در راس سلسله مراتب قرار مي دهد و به آنها حقوقي مي بخشد. مهمترين تمركز در پساانسان گرايي، تغيير تاكيد از انسانها به عنوان مركز جهان و كاهش عامليت مطلق آنهاست. اين ديدگاه، رويكرد سلسله مراتبي را به چالش مي كشد و تاكيد مي كند كه همه چيز در جهان به هم پيوسته است. با درك چگونگي ارتباط موجودات زنده و غيرزنده با يكديگر، مي توانيم جهان را بهتر درك كنيم. پساانسان گرايي از انديشه دلوز و گاتاري و نيز نظريه عدم بازنمايي استفاده مي كند. به طور كلي بر اساس ديدگاه دلوز و گاتاري بايد گفت كه انسان در يك سري روابط با موجودات زنده و غير زنده قرار دارد. تئوري عدم بازنمايي به معناي عدم تمركز بر تصويرسازي دقيق جهان است. در اين رويكرد، مهم نيست كه جهان چقدر دقيق نشان داده مي شود، بلكه مهم است كه تجربيات، احساسات و ارتباطات ما با محيط و ساير انسان ها و غيرانسان ها شكل مي گيرد. بر اساس پساانسان گرايي، پارادايم جديدي در پژوهش هاي علوم انساني در حال شكل گرفتن است كه در آن به نقش ماده و اشيا و عامليت آنها در جريان پژوهش اهميت خاصي قائل مي شوند. به گفته براد در چنين پاردايمي انسانها نه علت محض هستند و نه معلول محض، بلكه بخشي از جهان در صيرورت بي پايان آن مي باشند. هدف اين پژوهش نخست تحليل و تشريح پژوهش پساانسان گرايي و چيستي آن مي باشد و دوم، تحليل و تشريح نحوه انجام اين نوع پژوهش در تعليم و تربيت خواهد بود. روش مورد استفاده در اين پژوهش روش توصيفي و تحليلي خواهد بود؛ بدين صورت كه ابتدا به توصيف و تشريح و تحليل پساانسان گرايي پرداخته خواهد شد. در اين خصوص ريشه ها و مباني اين رويكرد و نحوه شكل گيري اين انديشه و بسترهاي آن مورد بررسي و تحليل قرار خواهد گرفت. اين كار با گردآوري داده هاي مختلف از منابع مرتبط، و به ويژه منابع اوليه و صاحب نظران اين حوزه و با توصيف دقيق پساانسان گرايي و روش پژوهش پساانسان گرا، انجام خواهد شد. در ادامه، پژوهش پساانسان گرايي در تعليم و تربيت، توصيف و تحليل و ابهام زدايي و شفاف سازي خواهد شد كه بدين ترتيب اين بخش در قالب روش كاوشگري فلسفي انتقادي خواهد بود، كه از مهمترين اهداف آن مي تواند ابهام زدايي، فهم و شفاف سازي، و بهبود عمل تربيتي باشد. به طور كلي هدف از اين نوع پژوهش ها مي تواند ابهام زدايي و قابل فهم ساختن مفاهيم و معاني براي مخاطبان و در نهايت كمك به اعتلا و بهبود عمل در عرصه تربيت باشد. بعد از توصيف و تحليل و شفاف سازي، جوانب مختلف اين رويكرد و نحوه استفاده از اين روش در تعليم و تربيت مورد نقد و بررسي قرار خواهد گرفت و جنبه هاي مثبت و منفي اين روش مورد نظر خواهد بود. نتايجدر هسته آموزش پساانسان گرايانه چندين اصل كليدي وجود دارد؛ در اين نوشتار به دو ابزار مهم در مورد چگونگي انجام اين پژوهش پرداخته مي شود؛ مصاحبه با اشيا، مشاهده عمل اشيا و ثبت وقايع. مصاحبه با اشيا: از جمله مهم ترين ابزارها در پژوهش پساانسان گرا استفاده از روش مصاحبه با اشيا مي باشد. بحث مصاحبه با اشيا دو معنا دراد؛ يكي مصاحبه با خودِ اشيا و ديگري، مصاحبه با انسانها و با همراهي و در نظر گرفتن اشيا در كنار انسان ها. معناي اول به ويژه در مورد اشياي ديجيتال و فناوري ها به كار مي رود، البته اين نوشتار بر اين مدعاست كه معناي اول بيشتر در مفهوم مشاهده جاي مي گيرد تا مصاحبه با اشيا. دوم؛ مشاهده عمل اشيا و ثبت وقايع: نوع ديگري از پژوهش ها در حوزه پساانسان گرايي به ويژه در عرصه تعليم و تربيت، مشاهده دقيق اشيا و نقش آنها در محيط هاي مختلف مي باشد. از آنجا كه در رويكرد انسان گرايي معمولا اشيا را به عنوان ابژه هاي منفعل و بدون عامليت خاصي در نظر مي گيريم، به طور طبيعي نقش چنداني را براي آنها در پژوهش و شكل گيري دانش در نظر نمي گيريم. اما در ديدگاه پساانسان گرا همه اشيا مي توانند نوعي از عامليت داشته باشند و بر نحوه عمل و انديشه ما تاثير بگذارند. مشاهده عمل اشيا و ارتباط انسانها با غير انسان ها را، برخي از پژوهشگران پساانسان گرايي، در قالب پژوهش مردم نگاري مطرح مي كنند و از اصطلاحاتي مانند مردم نگاري ماترياليستي و مردم نگاري نهادي پساانسان گرا نام مي برند.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل