| نویسندگان | محمد پاک نهاد,محمد پاکنهاد |
|---|---|
| نشریه | مطالعات زباني و بلاغي |
| شماره سریال | ۱۴ |
| شماره مجلد | ۳۳ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۲ |
چکیده مقاله
هدف از نگارش اين مقاله، تحليل زباني-بلاغي نشاندارسازي معنايي در سه داستان بلند ليلا صبوحي است تا زيباييآفريني اين نويسنده از ديدگاه مطالعۀ زبان نشان داده شود؛ يعني نويسنده چگونه تركيب را در محور همنشيني بهكار بسته است تا موضوع و محتواي خود را بهشكلي دقيق به مخاطب انتقالدهد. اين موضوع يك پژوهش كيفي از نوع ادبي است كه با روش تحليلي- تشريحي و روايتشناسي انجام يافته است. شيوۀ گردآوري مطالب نيز از طريق اسناد كتابخانهاي صورت گرفته است. نتايج، حاكي از آن است كه نويسنده در نگارش داستان، به اثر خود جنبۀ شاعرانگيداده و از طريق بلاغت و با روش تشبيه و تمثيل، مدلولهاي نظام زبان را به مصداقهاي جهان خارج نزديك ساخته و به شيوهاي خاص و مبتكرانه، تشبيهاتي بديع و نو را ابداع كرده و جهت ايجاد كلام شاعرانه، بهجاي استفاده از عنصر انتخاب و جانشيني،كلام خود را از طريق محور همنشيني، با ذكر تشبيهات نو، توصيف و مخيّل كرده و به عالم شعر نزديك ساخته است. همين امر، سبب شده ضربآهنگ روايت، پيرنگ را آهسته كند و لحن و فضاي داستان را نيز تحتتاثير قرار دهد. لحن و فضايي كه در هر سه اثر يكسان است و خواننده حس ميكند در حال دنبالكردن اثر اوّل است. درنهايت اينكه، نويسنده در روايتهاي خود، تخيّل را در دو نوع حضوري و خلّاق به كار بسته و در قالب نشاندارسازي بلاغي(تشبيه و تمثيل)، كانونسازيهاي خود را تشريح كرده كه اين، شگرد روايتپردازي اوست.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل