| نویسندگان | فضل الله رضایی اردانی,فضل اله رضایی اردانی |
|---|---|
| نشریه | ادبيات پارسي معاصر |
| شماره سریال | ۱۴ |
| شماره مجلد | ۱ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳ |
چکیده مقاله
پژوهشِ حاضر به بررسي شخصيتهاي رمان بازي آخر بانو نوشتۀ بلقيس سليماني (متولد1342ش.) در چارچوب نظريۀ شخصيتشناسي ويليام بنهم براساس ارتباط تيپشناسي و افلاك هفتگانه ميپردازد. بن هم كوشش ميكرد تا با پيوند شخصيت و سيارات هفتگانه، تصويري كامل و روشني از فرد ارائه دهد؛ زيرا شخصيتشناسي، در روان شناسي مبحثي بنيادي و مهم است كه موجب قضاوت دربارۀ ماهيت اصلي شخص ميگردد و ابزاري براي معرفت خود و ديگري است. شخصيت شناسي بنهم يكي از روشهاي شناختي است كه براي تعيين ويژگيهاي شخصيتي فرد استفاده ميشود. همچنين با مدد ازآن ميتوان به نحوۀ فكر كردن، رفتار و واكنشهاي فرد براي موقعيتهاي مختلف پي برد و نقاط قوت و ضعف اشخاص را شناخت. شخصيتشناسي بنهم، نگرشها، ارزشها، افكار، روابط، رفتارها و غيره را براساس سيارات هفتگانه ارزيابي ميكند. نويسندۀ رمان، درشخصيت پردازي با نگرش به مردمِ جامعه و شخصيتهاي واقعي با كمك تخيل خود پيشنمونههايي را خلق ميكند تا بتواند ماهيت آنها را نشان دهد. شخصيت و شخصيتپردازي از مهمترين عناصر يك رمان به شمار ميروند. پژوهش حاضر به روش توصيفي-تحليلي ميكوشد تا به اين سوال اصلي پاسخ دهد كه براساس نظريۀ شخصيت شناسي بنهم، كدام شخصيت همساني بيشتري با نظريۀ مذكور دارد؟ براساس يافتههاي تحقيق، گونۀ سرشت كيواني به شخصيت بانو نزديكتر است كه دال بر غم و غصه و خستگيها و تلخيهاي زندگي وي است. گلبانو در ايام زندگي خويش از بعد از انقلاب اسلامي تا سال 1385، براساس شرايط و محيط زندگاني خود سرشت مختلفي را تجربه ميكند كه طالع نحس تفوق بيشتري در حيات وي دارد.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل