| نویسندگان | نوازالله فرهادی |
|---|---|
| نشریه | پژوهشنامه نقد ادبي و بلاغت |
| شماره سریال | ۱۱ |
| شماره مجلد | ۲ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۱ |
چکیده مقاله
نگرش سيستمي رويكردي همه جانبه نگر است كه مي تواند از عوامل بيروني و دروني موثر بر آفرينش، اوجگيري و افول يك اثر ادبي و ويژگي هاي ذاتي آن، داده هاي ارزشمندي به صورت يكجا ارائه نمايد. داستان كوتاه، از ميان انواع ادبي گونه گون ، قابليت بالايي براي بررسي در چارچوب اين نگرش دارد. در نوشتۀ حاضر به منظور بررسي داستان كوتاه ايراني بر پايۀ نگرش سيستمي، از تطبيق شاخصه هاي مهم و محوري داستان كوتاه –كه مورد توافق عموم منتقدان است- با ويژگي هاي عمومي سيستم هاي باز، مولفههايي استخراج گرديده و شگردهاي فراگير داستان كوتاه بر مبناي اين مولفه ها تحليل و در موارد لازم براي تبيين دقيقتر مباحث، به نمونه هايي از داستان هاي كوتاه معروف، ازجمله «كباب غاز» استشهاد گرديده است. در اين بررسي علاوه بر شناسايي عناصر شكلي و ابعاد معنايي و نقش ارتباطي اين دو در شكل گيري و عملكرد داستان كوتاه، چگونگي اثرگذاري آن ها بر مخاطبان ارزيابي و بازنمايي شده است. با وجود انتقادهاي بعضي صاحب نظران بر آثار جمالزاده، اين ارزيابي، نقش پايه اي او در رونق داستان كوتاه ايراني و گرايش بسياري از نويسندگان متاخر به واقع گرايي، اجتماع نگاري و فرهنگ عامه را به روش علميِ سيستمي اثبات مي كند. چنين جستاري به لحاظ روش شناسي مي تواند مقدمه اي بر انجام پژوهش هاي مورديِ ژرفتر باشد و به عنوان نمونه اي كاربردي زمينۀ پژوهش هاي مشابه را بر روي گونه هاي ديگر ادب روايي ازجمله رمان فراهم آورد.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل