| نویسندگان | اكبر رضايي فرد ,محمدرضا شكيبا ,محمدحسين حيدري ,جابر افتخاري |
|---|---|
| نشریه | پژوهش هاي نوين در مطالعات علوم انساني اسلامي |
| كد DOI/DOR | 10.22034/api.2026.2043701.1071 |
| شماره صفحات | ۱ |
| صفحه پايان | 16 |
| نوع مقاله | Full Paper |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴ |
| رتبه نشریه | معتبر وزارت علوم (الف) |
| نوع نشریه | الکترونیکی |
| کشور محل چاپ | ایران |
چکیده مقاله
هدف: پژوهشهای اندکی به تأثیر نظام طبقاتی بر آموزش عمومی در عهد ساسانی، بهویژه برای توده مردم، پرداختهاند. در این دوران، اختلافات طبقاتی شدید، زمینهساز نابرابری در دسترسی به تعلیم و تربیت شد. هدف این پژوهش، تبیین نسبت میان طبقات اجتماعی و آموزش عمومی در دوران ساسانی و بررسی پیامدهای این نابرابریهاست.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادههای تاریخی مرتبط گردآوری و با استفاده از منابع معتبر تحلیل شدهاند تا چگونگی تأثیر ساختار طبقاتی بر سیاستهای آموزشی روشن شود.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد آموزش عمومی در دوران ساسانی عمدتاً در انحصار خواص و نخبگان بود و توده مردم در بیسوادی به سر میبردند. آموزشهای حرفهای نیز درون خانواده و قبیله منتقل میشد. آموزش محدودی که توسط مغان به توده مردم ارائه میگردید، بیشتر در راستای جامعهپذیری و پذیراندن جایگاه طبقاتی به آنان برای حفظ وضع موجود بود.
نتیجهگیری: نظام طبقاتی جامعه ساسانی نابرابریهای جدی در آموزش ایجاد کرد و به تثبیت هویت اجتماعی طبقات مختلف انجامید. این تبعیضهای آموزشی، هم چالشی برای برابری آموزشی بود و هم به تداوم سلطه طبقات بالا و انفعال توده مردم کمک کرد. پژوهش بر نقش ساختارهای اجتماعی در شکلدهی به نابرابریهای آموزشی تأکید دارد.
کلیدوا
هدف: پژوهشهای اندکی به تأثیر نظام طبقاتی بر آموزش عمومی در عهد ساسانی، بهویژه برای توده مردم، پرداختهاند. در این دوران، اختلافات طبقاتی شدید، زمینهساز نابرابری در دسترسی به تعلیم و تربیت شد. هدف این پژوهش، تبیین نسبت میان طبقات اجتماعی و آموزش عمومی در دوران ساسانی و بررسی پیامدهای این نابرابریهاست.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادههای تاریخی مرتبط گردآوری و با استفاده از منابع معتبر تحلیل شدهاند تا چگونگی تأثیر ساختار طبقاتی بر سیاستهای آموزشی روشن شود.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد آموزش عمومی در دوران ساسانی عمدتاً در انحصار خواص و نخبگان بود و توده مردم در بیسوادی به سر میبردند. آموزشهای حرفهای نیز درون خانواده و قبیله منتقل میشد. آموزش محدودی که توسط مغان به توده مردم ارائه میگردید، بیشتر در راستای جامعهپذیری و پذیراندن جایگاه طبقاتی به آنان برای حفظ وضع موجود بود.
نتیجهگیری: نظام طبقاتی جامعه ساسانی نابرابریهای جدی در آموزش ایجاد کرد و به تثبیت هویت اجتماعی طبقات مختلف انجامید. این تبعیضهای آموزشی، هم چالشی برای برابری آموزشی بود و هم به تداوم سلطه طبقات بالا و انفعال توده مردم کمک کرد. پژوهش بر نقش ساختارهای اجتماعی در شکلدهی به نابرابریهای آموزشی تأکید دارد.
کلیدوا
هدف: پژوهشهای اندکی به تأثیر نظام طبقاتی بر آموزش عمومی در عهد ساسانی، بهویژه برای توده مردم، پرداختهاند. در این دوران، اختلافات طبقاتی شدید، زمینهساز نابرابری در دسترسی به تعلیم و تربیت شد. هدف این پژوهش، تبیین نسبت میان طبقات اجتماعی و آموزش عمومی در دوران ساسانی و بررسی پیامدهای این نابرابریهاست.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادههای تاریخی مرتبط گردآوری و با استفاده از منابع معتبر تحلیل شدهاند تا چگونگی تأثیر ساختار طبقاتی بر سیاستهای آموزشی روشن شود.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد آموزش عمومی در دوران ساسانی عمدتاً در انحصار خواص و نخبگان بود و توده مردم در بیسوادی به سر میبردند. آموزشهای حرفهای نیز درون خانواده و قبیله منتقل میشد. آموزش محدودی که توسط مغان به توده مردم ارائه میگردید، بیشتر در راستای جامعهپذیری و پذیراندن جایگاه طبقاتی به آنان برای حفظ وضع موجود بود.
نتیجهگیری: نظام طبقاتی جامعه ساسانی نابرابریهای جدی در آموزش ایجاد کرد و به تثبیت هویت اجتماعی طبقات مختلف انجامید. این تبعیضهای آموزشی، هم چالشی برای برابری آموزشی بود و هم به تداوم سلطه طبقات بالا و انفعال توده مردم کمک کرد. پژوهش بر نقش ساختارهای اجتماعی در شکلدهی به نابرابریهای آموزشی تأکید دارد.
کلیدوا
هدف: پژوهشهای اندکی به تأثیر نظام طبقاتی بر آموزش عمومی در عهد ساسانی، بهویژه برای توده مردم، پرداختهاند. در این دوران، اختلافات طبقاتی شدید، زمینهساز نابرابری در دسترسی به تعلیم و تربیت شد. هدف این پژوهش، تبیین نسبت میان طبقات اجتماعی و آموزش عمومی در دوران ساسانی و بررسی پیامدهای این نابرابریهاست.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادههای تاریخی مرتبط گردآوری و با استفاده از منابع معتبر تحلیل شدهاند تا چگونگی تأثیر ساختار طبقاتی بر سیاستهای آموزشی روشن شود.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد آموزش عمومی در دوران ساسانی عمدتاً در انحصار خواص و نخبگان بود و توده مردم در بیسوادی به سر میبردند. آموزشهای حرفهای نیز درون خانواده و قبیله منتقل میشد. آموزش محدودی که توسط مغان به توده مردم ارائه میگردید، بیشتر در راستای جامعهپذیری و پذیراندن جایگاه طبقاتی به آنان برای حفظ وضع موجود بود.
نتیجهگیری: نظام طبقاتی جامعه ساسانی نابرابریهای جدی در آموزش ایجاد کرد و به تثبیت هویت اجتماعی طبقات مختلف انجامید. این تبعیضهای آموزشی، هم چالشی برای برابری آموزشی بود و هم به تداوم سلطه طبقات بالا و انفعال توده مردم کمک کرد. پژوهش بر نقش ساختارهای اجتماعی در شکلدهی به نابرابریهای آموزشی تأکید دارد.
کلیدوا
هدف: پژوهشهای اندکی به تأثیر نظام طبقاتی بر آموزش عمومی در عهد ساسانی، بهویژه برای توده مردم، پرداختهاند. در این دوران، اختلافات طبقاتی شدید، زمینهساز نابرابری در دسترسی به تعلیم و تربیت شد. هدف این پژوهش، تبیین نسبت میان طبقات اجتماعی و آموزش عمومی در دوران ساسانی و بررسی پیامدهای این نابرابریهاست.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادههای تاریخی مرتبط گردآوری و با استفاده از منابع معتبر تحلیل شدهاند تا چگونگی تأثیر ساختار طبقاتی بر سیاستهای آموزشی روشن شود.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد آموزش عمومی در دوران ساسانی عمدتاً در انحصار خواص و نخبگان بود و توده مردم در بیسوادی به سر میبردند. آموزشهای حرفهای نیز درون خانواده و قبیله منتقل میشد. آموزش محدودی که توسط مغان به توده مردم ارائه میگردید، بیشتر در راستای جامعهپذیری و پذیراندن جایگاه طبقاتی به آنان برای حفظ وضع موجود بود.
نتیجهگیری: نظام طبقاتی جامعه ساسانی نابرابریهای جدی در آموزش ایجاد کرد و به تثبیت هویت اجتماعی طبقات مختلف انجامید. این تبعیضهای آموزشی، هم چالشی برای برابری آموزشی بود و هم به تداوم سلطه طبقات بالا و انفعال توده مردم کمک کرد. پژوهش بر نقش ساختارهای اجتماعی در شکلدهی به نابرابریهای آموزشی تأکید دارد.
کلیدوا
هدف: پژوهشهای اندکی به تأثیر نظام طبقاتی بر آموزش عمومی در عهد ساسانی، بهویژه برای توده مردم، پرداختهاند. در این دوران، اختلافات طبقاتی شدید، زمینهساز نابرابری در دسترسی به تعلیم و تربیت شد. هدف این پژوهش، تبیین نسبت میان طبقات اجتماعی و آموزش عمومی در دوران ساسانی و بررسی پیامدهای این نابرابریهاست.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادههای تاریخی مرتبط گردآوری و با استفاده از منابع معتبر تحلیل شدهاند تا چگونگی تأثیر ساختار طبقاتی بر سیاستهای آموزشی روشن شود.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد آموزش عمومی در دوران ساسانی عمدتاً در انحصار خواص و نخبگان بود و توده مردم در بیسوادی به سر میبردند. آموزشهای حرفهای نیز درون خانواده و قبیله منتقل میشد. آموزش محدودی که توسط مغان به توده مردم ارائه میگردید، بیشتر در راستای جامعهپذیری و پذیراندن جایگاه طبقاتی به آنان برای حفظ وضع موجود بود.
نتیجهگیری: نظام طبقاتی جامعه ساسانی نابرابریهای جدی در آموزش ایجاد کرد و به تثبیت هویت اجتماعی طبقات مختلف انجامید. این تبعیضهای آموزشی، هم چالشی برای برابری آموزشی بود و هم به تداوم سلطه طبقات بالا و انفعال توده مردم کمک کرد. پژوهش بر نقش ساختارهای اجتماعی در شکلدهی به نابرابریهای آموزشی تأکید دارد.
کلیدوا
هدف: پژوهشهای اندکی به تأثیر نظام طبقاتی بر آموزش عمومی در عهد ساسانی، بهویژه برای توده مردم، پرداختهاند. در این دوران، اختلافات طبقاتی شدید، زمینهساز نابرابری در دسترسی به تعلیم و تربیت شد. هدف این پژوهش، تبیین نسبت میان طبقات اجتماعی و آموزش عمومی در دوران ساسانی و بررسی پیامدهای این نابرابریهاست.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادههای تاریخی مرتبط گردآوری و با استفاده از منابع معتبر تحلیل شدهاند تا چگونگی تأثیر ساختار طبقاتی بر سیاستهای آموزشی روشن شود.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد آموزش عمومی در دوران ساسانی عمدتاً در انحصار خواص و نخبگان بود و توده مردم در بیسوادی به سر میبردند. آموزشهای حرفهای نیز درون خانواده و قبیله منتقل میشد. آموزش محدودی که توسط مغان به توده مردم ارائه میگردید، بیشتر در راستای جامعهپذیری و پذیراندن جایگاه طبقاتی به آنان برای حفظ وضع موجود بود.
نتیجهگیری: نظام طبقاتی جامعه ساسانی نابرابریهای جدی در آموزش ایجاد کرد و به تثبیت هویت اجتماعی طبقات مختلف انجامید. این تبعیضهای آموزشی، هم چالشی برای برابری آموزشی بود و هم به تداوم سلطه طبقات بالا و انفعال توده مردم کمک کرد. پژوهش بر نقش ساختارهای اجتماعی در شکلدهی به نابرابریهای آموزشی تأکید دارد.
کلیدوا
هدف: پژوهشهای اندکی به تأثیر نظام طبقاتی بر آموزش عمومی در عهد ساسانی، بهویژه برای توده مردم، پرداختهاند. در این دوران، اختلافات طبقاتی شدید، زمینهساز نابرابری در دسترسی به تعلیم و تربیت شد. هدف این پژوهش، تبیین نسبت میان طبقات اجتماعی و آموزش عمومی در دوران ساسانی و بررسی پیامدهای این نابرابریهاست.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادههای تاریخی مرتبط گردآوری و با استفاده از منابع معتبر تحلیل شدهاند تا چگونگی تأثیر ساختار طبقاتی بر سیاستهای آموزشی روشن شود.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد آموزش عمومی در دوران ساسانی عمدتاً در انحصار خواص و نخبگان بود و توده مردم در بیسوادی به سر میبردند. آموزشهای حرفهای نیز درون خانواده و قبیله منتقل میشد. آموزش محدودی که توسط مغان به توده مردم ارائه میگردید، بیشتر در راستای جامعهپذیری و پذیراندن جایگاه طبقاتی به آنان برای حفظ وضع موجود بود.
نتیجهگیری: نظام طبقاتی جامعه ساسانی نابرابریهای جدی در آموزش ایجاد کرد و به تثبیت هویت اجتماعی طبقات مختلف انجامید. این تبعیضهای آموزشی، هم چالشی برای برابری آموزشی بود و هم به تداوم سلطه طبقات بالا و انفعال توده مردم کمک کرد. پژوهش بر نقش ساختارهای اجتماعی در شکلدهی به نابرابریهای آموزشی تأکید دارد.
کلیدوا