| نویسندگان | علی بازوند |
|---|---|
| نشریه | پژوهش هاي ادب عرفاني (گوهر گويا) |
| شماره سریال | ۱۶ |
| شماره مجلد | ۲ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۱ |
چکیده مقاله
بيان مسئله: برخي معتقدند تاثيرپذيري مولوي از عطار تا آنجاست كه مثنوي ازنظر شكل و قالب و اشتمال بر حكايات، كاملاً متاثر از آثار عطار است؛ به همين سبب اين پژوهش بهدنبال معرفي جذبه و كشش و نشاندادن وجوه اشتراك اين دو عارف در اين موضوع است. كشش در انديشۀ عارفان موهبت خاصي است كه خداوند براي انسان رقم ميزند. در انديشه عرفاني، عارفان آدميان را براي رسيدن به كمال روحاني به جهدي مستمر دعوت ميكنند؛ اما از نظرِ آنان جهدِ خالي از عنايت، بيثمر است. بسياري از صوفيان نامدار و تاثيرگذار، اصالت و اهميّت را به مجاهده و تلاش سالك دادهاند و جذبه و عنايت را فرع دانستهاند. برخي ديگر از عارفان بزرگ نظير مولانا و عطار، كشش را اصل دانستهاند و معتقدند چنانچه جذبه و كشش نباشد، تلاش سالك راه به جايي نميبرد.روش: اين پژوهش بهروش توصيفي تحليلي و با استناد به منابع كتابخانهاي به انجام رسيده است.يافتهها و نتايج: نتايج بهدستآمده نشان ميدهد مولوي و عطار براي تكميل دين و شريعت عارف و براي رسيدن به معبود، بيشتر به جذبه تمايل دارند و داراي وجوه اشتراك بسياري در اين زمينه هستند؛ از نظر آنها، مجاهدتهاي سالك تنها تا جايي لازم است كه نور جذبه بر سالك بتابد و سالك به مقصود برسد.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل