| نویسندگان | علی اکبر کمالی نهاد |
|---|---|
| نشریه | مطالعات ايراني |
| شماره سریال | ۲۲ |
| شماره مجلد | ۴۴ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۲ |
چکیده مقاله
طبق نظريۀ بينامتنيت، هيچ متني بسته و خودمحور نيست. همۀ آثار ادبي از متون پيش از خود تاثير پذيرفتهاند. در ادب فارسي نيز نمودهاي اين تاثير و تاثر به چشم ميخورد. حافظ همواره به آثار پيشينيان توجه داشته و از آنها بهره برده است. غزلهاي نظامي از سرچشمهها و منابع الهام حافظ بوده است. در اين پژوهش، با بهرهگيري از نظريۀ بينامتنيت و با روش تحليلي- تطبيقي، در دو حوزۀ ارتباط برونمتني و درونمتني، تاثيرپذيري حافظ از غزلهاي نظامي بررسي شده است. برآيندِ پژوهش، نشاندهندۀ اشتراكات سطحي و گاه عميقي است كه ميان اين دو شاعر وجود دارد. حافظ با وجود آنكه خود در غزلسرايي انقلابي نو بر پا كرد؛ اما در جايجاي ديوانش، ميتوان نشانهها و نمودهايي از همسانيهاي فكري و زباني با غزلهاي نظامي را بهخوبي ملاحظه نمود. حافظ از نظر برونمتني (روساخت)، در زمينۀ ضرباهنگ، وزن، قافيه، رديف، واژگان، تركيبات و ساير عناصر موسيقايي از غزليات نظامي تاثير پذيرفته است. در حوزۀ درونمتني(زيرساخت) نيز ميان اين دو شاعر پيوند آشكاري وجود دارد؛ تلميحات، توصيفات، تصاوير، تشبيهات و تعابير مشابهي ميان غزلهاي اين دو شاعر ديده ميشود. وجود اين ارتباطات، نشان از تاثيرپذيري و بهرهگيري حافظ از غزليات نظامي دارد. اين بهرهگيري نه از نوع تقليد، تكرار يا سرقت ادبي، بلكه با هدف آفرينش اشعار ظريفتري صورت گرفته است. اين ارتباطها به سبب تاثير سنتهاي ادبي غزلسرايي بوده است كه در ميان اين شاعران رواج داشته و حتي محيط زندگي و فرهنگ حاكم بر زادگاه آنان بيتاثير نبوده است.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل