| نویسندگان | ابوالفضل مرادی |
|---|---|
| نشریه | متن پژوهي ادبي |
| شماره سریال | ۲۷ |
| شماره مجلد | ۹۸ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۲ |
چکیده مقاله
«ادبيات غنايي» به عنوان يكي از گسترده ترين انواع ادبي در چهارچوب نقش «ادبي و عاطفي» زبان مطرح مي شود و به بيان احساسات و عواطف شخصي «گوينده» ميپردازد. هدف اين نوع ادبي، گزارش و بيان احساسات گوينده و در كنار آن، لذت بخشيدن به مخاطب است. هر يك از گويندگان ادب غنايي به اقتضاي درون مايه اثر خود از مولفه هايي بهره گرفته اند كه به اثر آن ها رنگ و بوي غنايي بخشيده و آن را از ساير آثار ادبي متمايز ساخته است. شيوه هاي كاربرد عناصر غنايي در هر يك از منظومه هاي ادب فارسي متعدد و متنوع است. عواملي مانند «تركيبات و تعبيرات غنايي»، «توصيفات نرم و لطيف»، «فضاي غم آلود و انزواطلبي»، «كنشگري عاشق و معشوق»، «تك گويي هاي دروني شخصيت اصلي» و ... از شاخص ترين نمودهاي ادب غنايي هستند. اين پژوهش تلاش مي كند با بهره گيري از «فرانقش انديشگاني» در رويكرد نقشگرايي هليدي به مطالعه اشعار غنايي «مذنب بدايوني» يكي از شعراي ناشناخته دوره بازگشت بپردازد. اين شاعر غزلسرا از روش هاي مختلفي براي بيان انديشه غنايي خود استفاده كرده و نكته قابل تامل اين است كه وي در طول دوره شاعري خود دچار تحول نگرش شده و از نگرش ابتدايي خود كه مشابه شعراي عاشقانه سراي سبك عراقي بوده در دوره اي از زندگي به ديدگاه شعراي «مكتب وقوع» و «واسوخت» متمايل مي شود. اين پژوهش سعي دارد به اين پرسش پاسخ دهد كه بر مبناي فرانقش انديشگاني، تحول جهان بيني «مذنب بدايوني» در اشعار غنايي، باعث ايجاد چه تغييراتي در سطح «افعال» بهكار رفته، شده است؟ يافته هاي پژوهش نشان مي دهد كه تغيير، افول و در نهايت تنزل مقام «معشوق» -به عنوان شخصيت اصلي غزليات وي از طريق كاهش ميزان حضور اين مُشارك در «فرآيندهاي مادي و ذهني» و بسامد بالاي «بندهاي پرسشي» كه معناي «مواخذه و عتاب» دارند، نشان داده شده است.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل