| نویسندگان | مجتبی اعتمادی نیا |
|---|---|
| نشریه | پژوهشنامه فلسفه دين |
| شماره سریال | ۲۰ |
| شماره مجلد | ۱ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۱ |
چکیده مقاله
پرسش از معناداري و چرايي وجود رنج و چگونگي مواجهه با آن، به مثابۀ يكي از دغدغههاي جدي در حوزه الهيات عملي، سيمون وي، فيلسوف، الهيدان، عارف و مبارز فرانسوي را بر آن داشته تا در اين باب نظريۀ ويژهاي پيش نهد كه بر اساس آن آفرينش نوعي وانهادگي و انصراف خداوند از طبيعت است. خدا همۀ هستي ما را، غير از حقيقت ازلي روحمان، در دستان ضرورتِ بيرحم ماده و خشونت شيطان وانهاده است. از اين رو، آفرينش در نگاه «وي» نه خوب است و نه بد، بلكه «ضروري» است. بنابراين، اولين گام براي درك و كنار آمدن با چرايي رنجي كه در اين جهان دچار آنيم، فهم بيمعنايي اين چرايي است. اين جهان بر مدار ضرورت ميچرخد و ضرورت به ارادۀ خداوند «سازوكاري كور و كَر» است و خداوند در اين ميان، با ارادۀ خود، بيطرف باقي ميماند. اما از سويي ديگر، به اين ضرورت ميتوان عشق ورزيد و بهترين انتخاب در مواجهه با امري كه ما هيچ اختياري در قبال پذيرش يا عدمپذيرش آن نداريم، همين است. سيمون وي بر آن بود كه آدمي اگر به بيطرفي خداوند و حضور قاهرانۀ ضرورت در اين عالم تسليم شود، زيبايي جهان اندكاندك براي او رخ مينمايد. «وي» عقيده داشت كه ميان «رنج» و «محنت» تفاوتي مهم وجود دارد. در اين ميان، رنج عمدتاً ناظر به امور جسماني است و محنت، به رغم آنكه از رنج انفكاكناپذير است، در ژرفاي روح رسوخ ميكند. از اين منظر، محنت نوعي ريشهكن شدن زندگي و معادل كمابيش تخفيفيافتۀ مرگ و فروبستگي تمامعيار ساحت اميد است كه به جاي رهايي از آن بايد خود را در آن به اضمحلال كشانيد.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل