رزومه


Javad

جواد نکونام

استادیار

عضو هیئت علمی تمام وقت

j.nekonam@cfu.ac.ir

مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی

Javad

استادیار جواد نکونام

عضو هیئت علمی تمام وقت j.nekonam@cfu.ac.ir
مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی |

بازخوانی نگاره گذر سیاوش از آتش بر پایه رویکرد بینامتنی و دلالت های آن در آموزش هنر

عنوان لاتین مقالهRereading Siavash's painting Passing Through the Fire based on an intertextual approach and its implications in art education
نویسندگان جواد نكونام
نشریههنرهاي صناعي خراسان بزرگ
عنوان لاتين نشریهJournal of Greater Khorasan Handicrafts
كد DOI/DOR10.22034/hgj.2026.558724.1053
ارائه به نام دانشگاهدانشگاه فرهنگیان
شماره صفحات۵۴
صفحه پايان80
شماره سریال۳
شماره مجلد۱۰
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۱۴۰۴
رتبه نشریهمعتبر وزارت علوم (ب)
نوع نشریهچاپی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهISC-
کلید واژه هارویکرد بینامتنی، نگارگری، نقد هنری، آموزش هنر، مخاطب محور.

چکیده مقاله

داستان «گذر سیاوش از آتش» یکی از روایت‌های کهن ایرانی است که نسخه‌های مصور برجسته‌ای در تاریخ نگارگری ایران دارد و با دو نظام نشانه‌ای ادبی و تصویری، زمینه مناسبی برای آموزش هنر را فراهم می‌آورد. از اهداف کلیدی آموزش هنر در مدارس، تربیت هنری است که شامل مؤلفه‌هایی مانند زیبایی‌شناسی، تولید اثر، تاریخ هنر و نقد هنری می‌شود. نقد هنری مبتنی بر نقش فعال مخاطب و تحلیل بینامتنی آثار، شیوه نوینی است که تاکنون نتوانسته جایگاه مناسبی در نظام آموزش هنر ایران کسب کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر نگاره «گذر سیاوش از آتش» منتخب کتاب فرهنگ و هنر پایه نهم، به بررسی ظرفیت‌های رویکرد بینامتنی در بازخوانی آثار هنری و تبیین دلالت‌های آموزشی آن می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه خوانش بینامتنی آثار هنری می‌تواند فرآیند تربیت مخاطب و یادگیری هنر را تحت تأثیر قرار دهد؟ فرض پژوهش بر این است که رویکرد بینامتنی، به‌عنوان شیوه‌ای نوین در نقد هنری، می‌تواند اثرگذاری هنر بر مخاطب و آموزش هنر را تقویت کند. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد بینامتنی با تمرکز بر مخاطب است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، تحلیل تصویری نگاره و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با حدود ۹۴ دانشجوی رشته‌های آموزش هنر و علوم تربیتی گردآوری شد. پیشینه تاریخی و زمینه‌های فرهنگی نگاره بررسی و آن گاه خوانش‌های بینامتنی آن تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که خوانش بینامتنی ظرفیت بالایی برای تحلیل چندلایه و تلفیقی آثار هنری ایرانی دارد و برداشت‌های مخاطبان عمدتاً متأثر از پیش‌دانسته‌ها و زمینه‌های فرهنگی آنان است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که آموزش نقد بینامتنی می‌تواند به‌ عنوان رویکردی مؤثر، تفکر انتقادی و خلاقیت دانش‌آموزان و دانشجو معلمان را تقویت کرده و کیفیت فرآیند یاددهی–یادگیری هنر را در مدارس بهبود بخشد.