| نویسندگان | عسکری اصغری گنجی |
|---|---|
| نشریه | مطالعات ناتواني |
| شماره سریال | ۱۲ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۱ |
چکیده مقاله
زمينه و هدف: تعارض زناشويي، از مشكلات شايع در دنياي امروز بهشمار ميرود كه بهدليل اثرات مخرب آن توجه روانشناسان و مشاوران خانواده را جلب كرده است. بر اين اساس پژوهش حاضر با هدف بررسي اثربخشي آموزش مهارتهاي زناشويي مبتنيبر نظريهٔ انتخاب بر كاهش تعارضات زناشويي انجام شد.روشبررسي: روش پژوهش نيمهآزمايشي با طرح پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري دوماهه با گروه گواه بود. جامعهٔ آماري پژوهش را 350 دانشجو-معلم متاهل دانشگاه فرهنگيان بابل تشكيل دادند. بيست زوج داوطلب با نمرۀ 115 و بيشتر در پرسشنامهٔ تعارض زناشويي (ثنايي، 1379) و نيز نمرۀ 9 و بيشتر در مقياس منبع كنترل (راتر، 1966) بهصورت نمونهگيري هدفمند انتخاب شدند و بهصورت تصادفي در گروه آزمايش و گروه گواه قرار گرفتند. ابزارهاي پژوهش، پرسشنامۀ تعارض زناشويي (ثنايي، 1379) و مقياس منبع كنترل (راتر، 1966) بود. صرفاً براي زوجهاي گروه آزمايش در نُه جلسۀ نوددقيقهاي و هفتهاي يكبار مداخلهٔ آموزشي مبتنيبر نظريهٔ انتخاب انجام شد. دادهها با استفاده از روش تحليل واريانس با اندازهگيري مكرر و آزمون تعقيبي توكي در نرمافزار spss نسخهٔ 26 تحليل شد. در اين پژوهش سطح معناداري آزمونهاي آماري 0٫05 بود.يافتهها: نتايج نشان داد، اثر زمان، اثر گروه و اثر تعامل زمان و گروه براي متغير تعارض زناشويي معنادار بود (0٫001p)؛ اما اين ميانگين در مرحلۀ پسآزمون با مرحلۀ پيگيري تفاوت معناداري نداشت (0٫001=p)؛ يعني تاثير آموزش مهارتهاي زناشويي مبتنيبر نظريهٔ انتخاب در زوجهاي گروه آزمايش علاوهبر كاهش تعارضات زناشويي در پسآزمون، در مرحلهٔ پيگيري نيز ماندگار بود.نتيجهگيري: براساس يافتههاي پژوهش نتيجه گرفته ميشود كه مداخلهٔ آموزشي مبتنيبر نظريهٔ انتخاب ميتواند بهعنوان يكي از روشهاي موثر در بهبود مشكلات ارتباطي زوجين استفاده شود.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل