| نویسندگان | بهاره فضلی درزی |
|---|---|
| نشریه | پژوهشنامه نقد ادبي و بلاغت |
| شماره سریال | ۱۳ |
| شماره مجلد | ۴ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳ |
چکیده مقاله
طنز در فانتزيهاي گوگول تنها انتقاد اجتماعي نيست، بلكه نويسنده با تمهيداتي خاص سعي ميكند نوعي وحشت و در پارهاي مواقع خشم و اعجاب را نيز به خواننده القا كند كه آثارش را به گروتسك سوق ميدهد. اين مقاله ميكوشد به تمهيدات گوگول براي رسيدن به اين خصيصه در دو اثر دماغ و شنل با رويكرد تحليلي - توصيفي و با روش استنادي بپردازد و نشان دهد گوگول با زيادهروي و اغراق در واقعيت و رويآوردن به فانتزي و پستمدرن آن را به سمتوسوي گروتسك كشانده است. او هم در عناصر داستان، هم در روش اجرا و پردازش سبك اثر و هم در محتوا به گروتسك روي آورده است. در بخش عناصر داستان با كمك تعليق (شخصيت، مكان و ماجرا)، شخصيتپردازي، فضاسازي و حال و هوا به آن رسيده و در شيوۀ اجرا، فانتزي و رويكردهاي پستمدرن را برگزيده تا با استحالۀ اشيا و اجزاي بدن، شخصيتي اغراقگونه به آنها بدهد و با ايجاد توهم در مخاطب، بستري براي رويآوردن به پايان باز و در نتيجه بلاتكليفي وهمآور خواننده ايجاد كند. مرز ميان واقعيت و فانتزي را در ذهن مخاطب درهمشكسته و در نهايت با عدم قطعيت، استحالۀ بدني، ترس و خشم يا اعجاب را بر طنز برتري داده است. در اين ميان لحن طنز و عادي جلوه دادن حوادث بعد ديگري از گروتسك زباني ايجاد ميكند. در حقيقت نويسنده با تغيير بافت واقعي به فانتزي و نيز روي آوردن به محتواي ترسناك، در ضمنِ عملي خندهدار و شگفتانگيز و خلاف عرف، زمينۀ ترسناكي در دل وجدان بيدار آدمي افكنده تا مجموعۀ تمهيدات گروتسكي خود را كامل كند.
متن کامل مقاله
لینک دانلود فایل